هیچ فکری مهمتر از تفکر نیست!...

دانشجو یعنی تفکر یعنی زندگی یعنی فهمیدن ـ دانشجوست که میفهمد و میداند که میفهمد

انشا و روشهای آموزش آن

حمید جعفریان یسار مدرس مراکز تربیت معلم استان قم

مقدمه

انسان تنها آفریده­ای است که می­تواند منظور خود را با زبان و به وسیله نمادهای کلامی و گفتاری، به دیگران انتقال دهد. او یاد گرفت که از تصاویر نیز به عنوان نمادهای ارتباطی استفاده کند و دوباره آموخت که بنویسد. واقعاً قابل تحسین است که انسان گفتن را به نوشتن تبدیل کرد و این یعنی ثبت و ماندگاری کلام و گفته­ها. شاید اگر کلام خداوند هم در ادیان مختلف، نوشته نمی­شد، به شکل امروزی در اختیار جامعه قرار نمی­گرفت.

نوشتن و انشا نعمت عظیمی است که با هیچ نعمت دیگری قابل مقایسه نیست. خداوند تبارک و تعالی دو نعمت اساسی خواندن و نوشتن را در سوره مبارکه علق، بیان فرموده است. از این نکته می­توان استفاده کرد که برای خوب نوشتن باید بتوان خوب خواند و خوانده­ها را خوب فهمید تا بتوان نوشت. این منطقی است که هر کسی خوانده­اش را خوب بفهمد، می­تواند آن را به زبان خودش، خیلی خوب بنویسد.[1]

روشن است که فرهنگ­ها و تمدن با نوشتن و کتابت رابطه بسیار نزدیکی داشته­اند. پیشرفت فرهنگی بدون پیشرفت فرهنگ مکتوب در جهان کنونی، قابل تصور نیست. متأسفانه در جامعه کنونی ایران، نوشتن بین مردم رواج ندارد و البته این موضوع بین تحصیل کردگان نیز مشهود است.[2]

هنگامی که دانش­آموزی می­کوشد یک شیء را به اجزای آن تجزیه کند، یا یک حادثه را به اجزای اصلی آن تقسیم کند، او دارد به تفکر راه پیدا می­کند و ماهیتاً کاری انجام می­دهد که افلاطون هنگام تحلیل فکر انجام می­داد.[3] قدم بعدی نوشتن است. کاری که افلاطون انجام می­داد و این دانش­آموز انجام نمی­دهد.

جوامع مترقی و پیشرفته در همه امور و در بستر توسعه فرهنگی، رهین زحمات معلمانی هستند که شالوده فکری سرمایه­های آن جامعه، یعنی نوجوانان، جوانان و نواندیشان را بر مبنای تفکر منطقی و انتقادگر و خلاق بنا می­نهد.[4] ضمن این مهم­ترین و مؤثرترین راه اصلاح جامعه را نوشتن می­دانند تا حرف زدن.

اگر معلمان جامعه به تفکر خلاق و منطقی و انتقادگر معتقد و متصف بوده و در پی اعمال این تفکر باشند، بالطبع باعث انتقال به افراد تحت آموزش خود شده، آنان نیز به صورت نسبی به این گونه اندیشیدن مسلح می­شوند.[5] برجسته­ترین افراد امروزی بدون شک از روی آنها که غالباً مکتوبات آنها می­باشند، شناخته می­شوند.

آیا نوشتن کار آسانی است؟ آیا هر کسی می­تواند بنویسد و ... . واقعیت این است که خود نوشتن کار آسانی نیست. به خصوص شروع نوشتن که واقعاً دشوار است. معجزه آخرین پیامبر خدا کتاب است. بیشترین موفقیت دانشمندان بزرگ هم، در نوشته­های آنها دیده می­شود. مثلاً افلاطون صفحه اول کتاب جمهوریت را 130 بار پاکنویس کرد. تولستوی کتاب جنگ و صلح را 220 بار مرور کرد.[6] شواهد برای سختی نوشتن بسیار است. پس بی دلیل نیست که انشای دانش­آموزان ضعیف است.

معنا و مفهوم انشا

سؤال مهم دانش­آموز این است که در بلند مدت انشا چه فایده­ای برای او دارد؟ در دانشگاه و یا یک شغل خاص، چه کسی از او انشا می­خواهد؟[7] انشا چه اثری در زندگی او دارد و اساساً چه لزومی برای نوشتن وجود دارد؟ و سؤال­های دیگر. شاید اولین و ساده­ترین دلیل این است که دانش­آموز واقعاً معنا و مفهوم انشا را درک نکرده است. همچنین اثر آن را در زندگی فعلی خود نمی­بیند مثل دروس دیگر، بنابراین خود را از آن دور می­کند.

نخستین معنی انشا، آفریدن است.[8] انشا در فرهنگ فارسی، به معانی آغاز کردن، آفریدن و از خود چیزی گفتن، آمده است. می­توان به کمک همین معانی، خصوصاً مفهوم آفریدن و خلق کردن به رسالت عظیم معلمان در آموزش درس انشا و اعتبار و ارزش آن در جامعه پی برد و در فکر بهبود وضعیت موجود از نظر معلم و شاگرد بود.[9] انشا (در اصل انشا کردن) فارسی و مصدر مرکب به معنی آفریدن، خلق کردن، فصیح و با قافیه نوشتن، سرودن شعر نیز معنی شده است. انشا به معنی ایجاد کردن، پرورش دادن، ابداع و خلق کردن است و آنچه را که امروزه فن انشا گفته می­شود از نخستین معنای آن (ایجاد) گرفته شده است. انشا به معنی نظم دادن به فکر، به معنی ایجاد کلام و سخن و نگارش آن است. معادل فارسی انشا، دبیری است که به معنی منشی­گری و کتابت می­باشد. در اصطلاح ادبیات، انشا عبارت از نگارش جملات و عباراتی است که افکار نویسنده را به صورتی روشن و زیبا بیان کند که خواننده آنها را به سهولت بفهمد و برایش خوشایند و مطلوب باشد.[10] کتابت و انشا در جای دیگری، با توجه به معنای لغوی آن، به معنای پرورش دادن، هنر کردن و بلند شدن، تربیت کردن، ایجاد کردن و ابداع کردن بیان شده است.[11]

در یک نگاه ساده، کتابت یعنی اینکه قلمی برداشته شود، کلماتی و سطرهایی نوشته شود. اما در اصل کتابت و کتب یعنی وصل کردن بعضی چیزها به هم­دیگر. معنی لغت «کتبتم للرق»، مشق را به هم دوختن، یعنی چرم­ها برداشتند و تکه تکه به هم دوختند، استفاده شده است.[12]

لفظ کتاب منحصراً به معنی نوشتن نیست. یکی الفاظ مورد استفاده برای قرآن، لفظ کتاب است. یعنی وقتی آیاتی بر پیامبر اکرم نازل می­شد، لفظ «جاء الکتاب» استفاده می­شد. قرآن قبل آن که به صورت لوح مکتوب درآید و در الواحی نوشته شود، خود آیات به صورتی بود که فقط در لفظ به آن کتاب گفته می­شد. بنابراین اگر کتاب فقط به معنای نوشتن بود، باید تا زمانی که قرآن روی الواح نوشته نشده بود به آن کتاب نمی­گفتند، در حالی که در همان آیات اولیه راجع به خود قرآن نازل شده لفظ کتاب به آن اطلاق شده است.[13] از این مورد دو نکته قابل استفاده است. یکی رابطه مستقیم نوشتن و گفتن و دوم نیاز نوشتن به گفتن. انسان از دیرباز فهمید که برای رشد و تعالی زندگی مادی و معنویش، باید بتواند سخنانش را به نوشتار تبدیل کند.

نوشتن دارای ارزش زیادی است که در متون اسلامی و دینی هم از یاد شده و هم به آن قسم خورده شده است. آیه مبارکه «ن و القلم و ما یسطرون» قسم به قلم و آنچه می­نویسد، حدیث معروف «قیدوا العلم بالکتابه» دانش را با نوشتن نگاهداری کنید و یا «مداد العلما افضل من دماء الشهداء» مرکب قلم دانشمندان از خون شهیدان برتر است، تأییدی بر نوشتن و انشا کردن است.[14] کتابت و نوشتن یک فن است و رشد و توسعه انشا، با توجه به سوابق زندگی انسان، یک فن و هنر تلقی می­شود. از طرف دیگر، توسعه انشا مدیون دین اسلام است. اسلام توانست مفاهیم جدیدی برای انشا عرضه کند که در جای خود، انشا را جالب­تر می­نماید.[15]

از دروسی که با نوشتن ارتباط مستقیمی دارد، املا است. میل و رضایت دانش­آموزان به این دو درس، به یک نسبت نیست. تفاوت املا و انشا در دوست داشتن انشا، آزادی موضوع و توانایی مراجعه به منابع در انشا است. دانش­آموز در املا، حق هیچ گونه مراجعه­ای به منابع، لغت­نامه و فرهنگ نامه­ها را ندارد و این بسیار آزار دهنده است. دانش­آموز (در املا) قرار است یاد بگیرد ولی حق ندارد از کسی یا چیزی کمک بگیرد. در حالی که انشا اختیاری است، هر لحظه که دانش­آموز اراده کند می­تواند و اجازه دارد به هر منبعی مراجعه نماید و البته مراجعه به منابع در انشا، به عنوان فعالیتی مثبت و ارزش­مند، تلقی می­شود. شاید یکی از دلایل بیزاری دانش­آموزان از املا، در دستوری بودن آن و یک طرفه بودن آن است که البته این موضوع با فطرت آدمی ناسازگار است. املا به لحاظ یک طرفه بودن آن، رنج­آور و اضطراب ساز است. در یک نگاه منطقی، املا بخشی از درس انشا است و دانش­آموزان برای خوب املا کردن، باید مهارت های لازم را در صحیح نویسی، کسب نمایند.[16]

تحقیقات نشان می­دهند که میزان غلط نویسی کلمات فارسی با افزایش سن کاهش می یابد. به عبارت دیگر درست نویسی با افزایش سن،[17] رابطه مستقیم دارد. بنابراین غلط نویسی دانش­آموزان خردسال و خصوصاً دبستانی امری است، کاملاً طبیعی. دانش­آموزان با بزرگ­تر شدن تعداد لغات زیادی را به حافظه می­سپارند و دارای گنجینه مناسبی از کلمات و لغات فارسی می­شوند. پس اگر این روند پذیرفته شود، می­توان رویکرد املا را تغییر داد و اساساً شاید بتوان این به اصطلاح درس را حذف کرد. البته حذف در اینجا به معنی پاک کردن صورت مسأله نیست، بلکه می­توان جایگزین خوبی برای املا معرفی کرد و آن درسی نیست جز نوشتن یا «انشا».[18]

تاریخچه انشا در برنامه درسی

ویل دورانت، رشد و توسعه فرهنگ اسلامی را در جهان مرهون نوشتن مسلمانان دانسته است. به گفته او: «زمانی تمدن اسلامی رشد کرد که کاغذ و نوشتن بین مسلمانان توسعه پیدا کرد و این حقیقتی است انکارناپذیر و قابل توجه»[19]

در قدیم برای تربیت دبیر و مترسل (نویسنده) از روش استاد شاگردی استفاده می­شد. هر استادی زیر دست خود چند شاگرد متعهد داشت که یکی دو تن از آنان، پس از سال­ها، می­توانستند جای استاد بنشینند. برای مثال، از میان شاگردان بونصر مشکان، فقط بیهقی توانست جای استاد قرار گیرد.[20] فن نگارش از دیرباز اهمیت ممتازی داشته و در قدیم به آن صناعت دبیری و فن ترسل گفته­اند. نگارش مانند هر فن دیگری هم استعداد می­خواهد، هم تعلیم و هم ممارست. تربیت اهل این فن بسیار دشوار است. هزار سرباز را یکی دو ساله می­توان آموزش داده، آماده خدمت کرد، اما سالیان دراز، مشکل بتوان نویسندگان برجسته­ای را پرورش داد.[21]

با نگاهی به برنامه درسی آموزشگاه­های جهان در گذشته­های بسیار دور تا به امروز، قابل درک است که تنها درسی که همیشه در برنامه درسی وجود داشته و به عنوان اصلی­ترین درس­ها به شمار می­رفته، همانا درس مهم و سرنوشت­ساز زبان و ادبیات بوده است. تدریس انشا در آغاز به صورت شفاهی بود، به خصوص در یونان باستان، روم، اروپای قرون وسطی، هند، چین و ایران که بعدها به صورت مکتوب درآمد و تربیت کاتبان، بخش مهمی از فرایند مدرسه­ای را تشکیل می­داد. در کشورهای غربی، درس انشا محدود می­شد به اصول ادبی ارسطو و بلاغت قدیم و کسانی چون: کویین لی، سیرو و سنکا. با اختراع ماشین چاپ، تدریس انشا به صورت مکتوب تغییر یافت و در قرن هیجدهم به طور کامل به صورت برنامه­ریزی شده در آمد. با توجه به تاریخچه انشا می­توان گفت که قدرت سخنوری که در دوران قدیم از مرتبه بالایی برخوردار بوده، به واسطه کتابت رقیبی پیدا کرد که توانست جای آن را بگیرد. در مدارس قدیم و مکتب­خانه­ها هم، بیشتر خواندن مورد توجه بود تا نوشتن. مگر در سطوح بالا که لازم بود دست به قلم برده شود. قلم حرمتی داشت وکمتر کسی به خود اجازه می­داد که قلم به دست گیرد. نوشتن، شأن بالایی داشت وکتاب و خط بیشتر به یاری کاتبان می­آمد تا به کار محصلان. رفته رفته شیوه­های تدریس در مکتب خانه­های سنتی جای خود را به روش­های فعلی تدریس سپردند. کم کم نوشتن رونق پیدا کرد و خواندن و نوشتن به صورت دو یار جدایی ناپذیر در آمد.[22]

در مصوبه سال 1316 ش.، هدف انشا، آموزش فکر و بیان بر اساس اصول صحیح بود. در سال 1318 ش.، در شورای عالی فرهنگ اشاره شده است که در انشا، باید فکر دانش آموزان منظور شود. یعنی دانش­آموزان باید بتوانند از لحاظ فکری، قوه استدلال خود را به کار گیرند. در سال 1319 ش.، هدف درس انشا، عنصر نوشتن مد نظر قرار می­گیرد. در سال 1345 ش.، انشا وضعیت بهتری پیدا می­کند و کارشناسان، انشا را پیوند فکر در گفت و شنود می­دانند. یعنی گفت و شنود و نوشتن.[23]

در سال 1349 ش.، شش ساله دوره ابتدایی به 5 سال تقلیل می­یابد و درسی به اسم انشا در آن دیده نمی­شود. در سال 1350 ش.، هدف درس انشا (در دوره راهنمایی) عبارت بود از دانش­آموزان باید بتوانند، آنچه را می­اندیشند و می­خوانند، به دیگری بگویند و بنویسند. در سال 1373 ش.، در سال اول راهنمایی، تفکیک فارسی، املا و انشا از بین می­رود و همه در ادبیات فارسی تجمیع می­شود.[24]

در دوره متوسطه هم تا سال 1355 ش.، در نگارش تغییر خاصی وجود نداشته و بیشتر قرائت فارسی و املا، اهمیت داشته است.[25]

هدف از آموزش انشا

معلم و دانش­آموز هر دو باید بدانند که انشا چیست؟، هدف از یادگیری آن کدام است؟ و چگونه می­توان خوب نوشت؟ در فرآیند آموزش انشا، مطالعه و تمرین نوشتن و هنر تبدیل گویش به نگارش ـ که فرآیندی اساسی در پیشبرد فرهنگی جوامع است ـ به عهده معلمان زحمتکش آموزش انشا است.[26]

هدف جدی انشا در ساده­ترین نگاه آن، نوشتن است. باید دانش­آموز را به مطالعه جدی و آگاهانه عادت داد. یکی از راه­های تعلیم مطالعه، تحلیل متن است. تحلیل متن در واقع مقدمه آموزش نویسندگی است.[27]

هدف غایی هر نظام آموزشی، افزایش کارآیی آن نظام برای ایجاد فرآیند یادگیری بیشتر در دانش­آموزان و تحویل افراد ماهر و کاردان و خلاق و صاحب نظر به اجتماع است تا بتواند زیربنای فکری جامعه را برای رسیدن به حد مطلوبی از توسعه فرهنگی پی­ریزی کند.[28]

هدف کلی آموزش انشا، توانایی نوشتن به زبان فارسی معاصر است و رسیدن به این هدف با پرورش کار خلاق امکان پذیر است. در حقیقت کار زمانی ارزش­مند است که در آن خلاقیت و تفکر جریان داشته باشد. کلاس انشا باید کارگاه نوشتن باشد.[29] انشا درسی است هدف­دار و برای برای رسیدن به آن باید از روش­های هدف­دار استفاده کرد. در حال حاضر این روش­ها به سلیقه، علاقه و مطالعه معلم وابسته است. ضابطه­مند شدن انشا صرفاً به معنی تغییر کتاب­های درسی نیست. لازم است روش­های مدرسان و معلمان تغییر یابند.[30]

برخی از هدف­های آموزش انشا عبارتند از:

1) دانش‌آموزان باید بتوانند آنچه را که می‌اندیشند و می‌خوانند به دیگری بگویند و بنویسند.

2) شناسایی دانش‌آموزان با تخیل قوی و استعدادی بیشتر در نویسندگی و هدایت آنها در مسیری صحیح.

3) پرورش قوه استدلال، تفکر و دقت دانش‌آموزان و وادار کردن آنها به درست دیدن و شنیدن، سپس دیده و شنیده خود را به طرز ساده و روشن بیان کردن و نوشتن.[31]

هدف­های عمده درس انشا در جای دیگری چنین آمده است:

1-توانایی بیان اندیشه و احساس

2-افزایش قدرت تحلیل و انتقاد

3-شرکت در فعالیت­های گروهی

4-تسلط بر نوشتن

5-شرکت در بحث­های گروهی و مناظره

6-تقویت قدرت سخنگویی

7-رفع کم­رویی و کسب اتکا به نفس

8-افزایش دقت در شنیدن، گفتن، خواندن و نوشتن

9-آموزش برقراری ارتباط با دیگران

10-عادت به مطالعه[32]

روش آموزش انشا

نوشتن حاصل سه چیز است، نگاه، ناگاه و ناآگاه.[33] به عبارت دیگر کسی که می­خواهد بنویسد، باید بتواند خوب ببیند و ناگهان جرقه­ای در فکرش او را شعله­ور سازد و در نهایت این درون اوست که او را یاری داده و کلمات را بر زبانش جاری خواهد کرد.

شرط اساسی نوشتن، حرف داشتن است. حرفی نو طرحی نو و ... . برای داشتن حرف­های نو، به زحمت و تجربه­های نو نیاز است. تجربه­هایی عمیق و وسعت داده شده. از دیگر راه­های نوشتن دانش­آموزان، عادت دادن آنها برای نوشتن خاطرات است. نوشتن نامه نیز قوای نویسندگی را پرورش می­دهد.[34]

انشا یا نوشتن، یک فرآیند فکری است که هرگاه به زبان می­آید، برای مردم آسان است. نوشتن از حرف زدن بسیار سخت­تر است.[35]

متأسفانه فرهنگ مراجعه به حل المسائل و روش معلم محوری آموزش و آزمودن داده­هایی که به صورت طوطی­وار یاد گرفته می­شوند و عدم استفاده از روش­های فعال و دانش­آموز محوری و مهلت ندادن برای تفکر و مبارزه با مسائل برای رسیدن به راه­حل­های نادرست، متعلمان را به مصرف کننده­هایی تبدیل کرده است که کارشان مونتاژ یافته­ها با استفاده از الگوها و طرح­های از پیش مشخص شده می­باشد.[36]

شیوه­های اداره کلاس انشا

از هر زاویه­ای که به درس انشا نگاه شود، در هدف­های آن اشتراک نظر وجود دارد. منظور از زوایه دید، نگاه علم روان­شناسی، ادبیات، جامعه­شناسی، زبان­شناسی و ...، به این درس است. البته از دیدگاه هر کدام اولویت­ها متفاوت است. مثلاً از دید علوم اجتماعی آموزش نحوه ارتباط با دیگران مقدم است، از دیدگاه روان­شناسی، کسب اعتماد به نفس و تحلیل مسائل و از نگاه ادبیات، تسلط بر نوشتن و انتقال فکر دیگران در اولویت است.[37]

مطالعه قبل از نوشتن، اصل اساسی برای خوب نوشتن است که باید جایگزین نوشتن بدون مطالعه یا نوشتن ذهنی گردد. متأسفانه هم اکنون برای موضوعات تحلیلی و تحقیقی، روش دانش آموزان بر ذهنی نوشتن و کلی گویی است.[38]

بچه­ها از حدود 1 تا 7 سالگی سخن گفتن را یاد می­گیرند. در این سنین مادرها از ویژگی­ها و نیازهای بچه­ها برای کاربرد واژه­ها بهره می­گیرند. همین طور گنجینه لغات بچه­ها اضافه شده و یاد می­گیرند که کلمات را ترکیب کنند و خواسته­های خود را در قالب جملات بیان کنند. در واقع آموزش انشا هم باید از همین روند بهره بگیرد. این روند یا فرآیند مطابق با فطرت یادگیری کودکان است.[39]

یکی از عوامل متعدد ناموفق بودن درس انشا، نداشتن روش مناسب است. لزوم به کارگیری روش مطلوب در تدریس به اندازه­ای است که بعضی از دست اندرکاران علوم تربیتی بهره­گیری از روش­های مناسب را مهم­تر از دانش آن درس دانسته­اند.[40]

آغاز انشا در 9 سالگی است. در کلاس اول و دوم ابتدایی زبان آموزی تمرین می­شود. زبان کودکان از 9 تا 12 سالگی در حال افزایش لغات است. در کتاب فارسی بچه هر ساله 2200 تا 2800 لغت اضافه می­شود. متأسفانه این تعداد لغت برای کودکان زیاد است و توان یادگیری آن را ندارند و در نهایت در انشا ضعف پیدا می­کنند. معلمان نیز انتظارت زیادی از دانش آموزان خود دارند و این باعث سرخوردگی دانش آموز می­گردد.[41]

کاملاً قابل درک است که بچه­ها در راهنمایی و متوسطه مشکل نوشتن دارند و آن به خاطر ضعف در دوره ابتدایی است. معلمان کلاس سوم، چهارم و پنجم برای انشا بچه­ها بیشتر دنبال کلیشه­ها و توصیف کنید هستند.[42]

انشا کمک کردن به بچه­ها در گفتن و نوشتن است. دیده­اید یک سؤال از دانش آموز پرسیده می­شود، او می­گوید نوک زبانم است الان می­گوید. او راست می­گوید باید به او کمک شود تا بتواند بگوید و بنویسد.[43]

برای انشا باید از تمام حواس دانش آموزان خصوصاً چشم او خوب استفاده شود. در آموزش انشا از تصویر، نماد و کلمات می­توان به نحوی شایسته بهره جست.[44]

کلاس درس انشا جای آموختن قواعد نویسندگی، تمرین همان قواعد، پیدا کردن اصول موفقیت نویسنده­های موفق و مطالعه با برنامه آثار آنها و تقد و تحلیل آثار است. اما کلاس جای آموختنِ «کشف» نیست. کشف اتفاقی است که در درون پدید آورنده اثر اتفاق می­افتد. حافظ شاگرد خواجوی کرمانی بود، خواجوی کرمانی شاعری بزرگ است اما هرگز جایگاه حافظ را پیدا نکرد.[45]

معلم در کلاس انشا می­تواند مقدمات کشف موضوع برای دانش آموزان را فراهم آورد. می­تواند پس از آموختن درس­هایی مثل درست نویسی، نقد و ...، هم چنان می­تواند پس از هدایت دانش آموزان به مطالعه درست آثار پیشینیان، با بچه­هایی که توانایی و استعداد دارند، درباره مجهولات بزرگ دنیا، دغدغه­های بشری، دردهای بزرگ و جهانی حرف بزندتا مقدمات فکرهای اساسی و کشف­های بزرگ را برای آنها فراهم آورد.[46]

شیوه­های عملی اجرای اهداف درس انشا

1-داشتن معلمانی دقیق، فعال و اهل ذوق

2-تبیین اهمیت درس انشا برای مدیران، معلمان سایر دروس، دانش آموزان، اولیا و مسؤولین

3-کارآمد کردن دانش آموزان بر چهار حیطه خواندن، گوش دادن، سخن گفتن و نوشتن

4-کاربست شیوه­های صحیح ارزشیابی انشا توسط معلمان

5-ایجاد انگیزه­های لازم و مناسب برای علاقه­مند شدن و یادگیری درس انشا

6-تقویت هم زمان زبان و تفکر دانش آموزان

7-آموزش دقیق ساختار دستوری زبان فارسی[47]

بدیعه پردازی در انشا

بدیعه پردازی یعنی ساختار شکنی و نوپردازی. داشتن چنین صفتی یعنی خارج از پوست خود و بیرون آمدن از درون خود. در واقع بدیعه پردازی خانه اول و قدم اول خلاقیت و نوآوری است.[48] الگوی بدیعه پردازی[49] برای رشد خلاقیت تدوین یافته است. بدیعه پردازی یعنی کشاندن انسان به دنیایی منطقی، یعنی ایجاد فرصت ابتکار برای آدمی. یکی از مشکلات و موانع در امر نوشتن، ترس از کاغذ و قلم است. ترس از قرار گرفتن در مخاطره اشتباه.[50] الگوی بدیعه پردازی این ترس را برطرف می­سازد. با این روش می­توان با دادن تمرینات گروهی به شاگردان، خلاقیت آنها را افزایش داده و آنها را به تفکر استعاری رساند. از طریق شاگردان خواهند توانست به جایگزینی­های جدیدی در خلق یک نوشته جدید برسند.

مراحل تدریس انشا در الگوی بدیعه پردازی[51]

برای استفاده از الگوی بدیعه پردازی در تدریس انشا، دو روش کلی پیشنهاد شده است:

الف) غریب گردانیدن مفهومی آشنا

ب) آشنا گردانیدن موضوعی غریب

در روش اول شاگردان باید تلاش کنند تا موجودات آشنا را به گونه­ای ناآشنا بنگرند و با ایجاد فاصله­های مفهومی، به درک تازه­ای بریند. در مراحل تدریس این روش معلم همواره کنترل کننده و هدایت­گر است. مثال: مقایسه یک سگ با ماشین لباس شویی.

روش دوم کمی مشکل­تر است. در این روش، «تحلیل» جای «فاصله مفهومی» را می­گیرد. برای مثال، ممکن است مفهوم «فرهنگ» با «خانه» یا «بخاری» مقایسه شود.

تفاوت عمده این دو روش، استفاده آنها از قیاس نهفته است. در روش اول شاگردان، بدون محدودیت­های منطقی از دسته­های قیاس­ها می­گذرند، فاصله مفهومی زیاد می­شود و تخیل هر چه بیشتر بارور می­گردد. شاگردان در روش دوم سعی می­کنند دو فکر را به هم ربط دهند و ربط­ها را در حالی که از قیاس­ها می­گذرند، تعیین نمایند.[52]

انواع انشا[53]

1) توصیفی یا وصفی:

ساده‌ترین نوع انشا است. دانش‌آموز چیزهایی را که در اطراف خود می‌بیند یا می‌شنود یا احساس می‌کند وصف و تعریف می‌نماید.

2) گزارش‌نویسی:

برخی گزارش‌نویسی را نوعی انشای نقلی به حساب می‌آورند. وقتی دانش‌آموزان به گردش علمی می‌روند معلم می‌تواند از آنها بخواهد که گزارش از آن روز تهیه کند. غالباً برای تهیه گزارش نیاز به تحقیق، سؤال و جستجو می­باشد.

3) انشای نقلی:

برای بیان سرگذشت خود یا دیگران به کار می­رود. معلم می­تواند برای آموزش انشای نقلی تمریناتی چون، داستان‌گویی، نوشتن خلاصه متن خوانده شده نوشتن خلاصه کارهایی که در زمان معینی انجام شده و ...، ارایه دهد.

4) برگرداندن شعر به زبان ساده و نثر امروز:

معلم می‌تواند شعرهای مناسبی را از کتاب فارسی یا خارج از کتاب به دانش‌آموزان داده و بخواهد که اشعار را به نثر ساده امروز بنویسند.

5) انشای تخیلی:

محصول ذهن و ساخته و پرداخته افکار دانش‌آموز است و غالباً اساس خارجی ندارد. این نوع انشا فرصتی است برای شناخت افکار دانش‌آموز و گرایشات درونی او که در چه دنیایی و آرزوهای درست و غلط او چگونه است. معلم می‌تواند شروع داستانی را بگوید و دانش‌آموزان آن را تمام کنند یا از شاگردان بخواهد قلم، کاغذ، دفتر یا تخته سیاه و سرگذشت اشیا را بیان کند.

6) خلاصه‌نویسی:

موجب پرورش قدرت نویسندگی و گسترش از کودکان می­شود و آنها را آماده می‌کند که در موقع لزوم بخوانند اصل مقصود یک درسی یا یک مقاله را استخراج نمایند.

7) نامه‌نگاری:

نامه بیان کتبی موضوعی است برای مخاطبی که حضور ندارد. نامه‌ای را که فرد می‌نویسد، معرف شخصیت فرهنگ، ادب و ذوق و سلیقه اوست.

رابطه تفکر با انشا

ذهن و قدرت تفکر آدمی به گونه­ای است اگر  متوجه ایده­ای شود (با داشتن سواد)، خواهد نوشت. دانشمندان تفکر دارای چهار بعد اساسی دانسته­اند. بعد اول: تفکر ملازم با تحلیل کردن یک مجموعه با اجزا و روابطی است که کارکردهای آن مجموعه را تشکیل می­دهد. اگر کسی نتواند تحلیل کند و قدرت باز کردن یک مجموعه پیچیده را نداشته باشد، مسلماً قادر به تفکر نخواهد بود. بعد دوم ترکیب است. یعنی کسی که می­اندیشد، باید بتواند ارتباط میان عناصر مختلف را برقرار کند. بعد سوم نقادی است. یعنی فرد در جریان تفکر، خلل و نقایص یک پدیده را، یک فکر را و یک نوشته را مشخص کند. بعد چهارم، نوآوری و خلاقیت است. یک متفکر در جریان تفکر باید از امتیاز نوآوری و خلق یک مطلب و سخن تازه برخوردار باشد.[54]

وقتی صحبت از جایگاه تفکر در انشا می­شود، در واقع باید گفت که انشا فرزند تفکر است. با توجه با این رابطه، جایگاه تفکر در انشا به مرور مشخص می­شود. حال سؤال این است که معلم چگونه می­تواند دانش­آموز را به تفکر مسلح کند. ساده­ترین راه، توصیه کردن دانش­آموز به دیدن، صحبت کردن و نوشتن است.[55]

یکی از دروسی که با تفکر ارتباط زیادی دارد، ریاضیات است. در درس ریاضی ذهن دانش­آموز در حال فعالیت زیادی است. دانشمندان تعلیم و تربیت، در رابطه با درس انشا هم چنین نظری دارند. به همان اندازه که درس ریاضی، درس اندیشه و استدلال و برهان است، می­توان گفت که درس انشا نیز درس تمرین و اندیشیدن منطقی و رسیدن قابل قبول با تجزیه و تحلیل اصولی است. برای درست اندیشیدن و آموزش آن لازم است مهارت­های فکر کردن، مطالعه کردن، چگونه یاد گرفتن و تجزیه و تحلیل و نتیجه­گیری و تصمیم آن اولاً به معلمان و بعد به متعلمان انتقال یابد.[56]

خلق نظرات جدید و تعیین ساختار منطقی موضوع­های مختلف و برآورد راه­حل مسائل و تجزیه و تحلیل داده­ها نیز از جمله اموری است که در انشا و ریاضی کاربرد قوی داشته و از مبانی آموزش این دو درس محسوب می­شوند.[57]

بدون شک، تفکر مسأله­ای آموختنی است. یعنی تا حد زیادی کار معلم انشا آموختن نحوه تفکر و اندیشیدن است. یا به عبارت ساده­تر، معلم انشا چگونه اندیشیدن را به دانش­آموز آموزش می­دهد. معلم انشا به دانش­آموزش می­آموزد که چگونه بتواند چهار بعد تفکر «تحلیل، ترکیب، نقادی و نوآوری» را در درونش فراهم آورد تا بتواند بنویسد.[58]

نکته دیگر در مورد تفکر، دست یافتن به دیدگاه­های دیگران است. توانایی بزرگی است که افراد بتوانند مسائل را از زاویه دید دیگران بررسی و تحلیل نمایند. فردی که نتواند مسائل از دید دیگران ببیند و بررسی نماید، محصول اندیشه او از قوت و توان کمی برخوردار خواهد بود. بنابراین در بحث انشا دانش­آموزان باید یاد بگیرند تا راجع به موضوعات خود نگاه و دیدگاه دیگران را نیز جویا شوند.[59]

موانع و مشکلات آموزش انشا

می­توان کلاس نویسندگی و انشا و شعر داشت و اصول آن را آموخت، اما نمی­توان در این کلاس­ها شاعر و نویسنده به معنی تأثیرگذار آن تربیت کرد. برای این کار باید از بهترین و با استعدادترین­ها انتخاب کرد و به راهی دیگر رفت.[60] سرچشمه نویسندگی دو بخش متمایز خلاقیت و هنر و زیبایی از یک سو، سوژه موضوع از سوی دیگر است. مثلاً نوشته­های مرحوم جلال آل احمد، که دستور زبان عادی را هم رعایت نمی­کند ولی تأثیرگذار است و بعد از مرگش هم از مطالب و نوشته­های او استفاده می­شود.[61]

برخی موانع و مشکلات آموزش انشا عبارتند از:

1-مشخص نبودن جایگاه درس انشا در برنامه دروس به نحوی این درس پیش­مرگ بقیه دروس شده است.

2-تخصصی قلمداد نشدن درس و ورود هر معلمی با هر تخصصی به این درس

3-ضعف فرهنگ مطالعه و نوشتن در جامعه خصوصاً معلمان

4-ذاتی پنداشتن امر خلاقیت و نوآوری و عدم اعتقاد به اکتسابی بودن آن از طریق آموزش

5-عدم وجود فرهنگ انتقاد و تذکر در جامعه و رواج فرهنگ تملق و چاپلوسی

6-عدم وجود فرهنگ ابراز ایده­های جسورانه و هجوم به مسائل و مشکلات برای یافتن راه­حل­های نو

7-عدم وجود راه­کارهای تشویق مناسب برای نوشتن

8-عدم وجود مکانیزم علمی برای ارزیابی نوشته­های دانش آموزان

9-عدم وجود یک آموزش صحیح و علمی برای نوشتن و انشا کردن[62]

بحث و نتیجه

در نویسندگی و به تعبیر اولیه و ساده آن انشا، دو دیدگاه وجود دارد. برخی بر این باورند که نویسندگی هنر و خلاقیت (خدادادی) است و برخی می­گویند نویسندگی فن و تجربه (اکتسابی) است. بر اساس این دو عقیده حتی در بعضی کشورها، شاعری را نیز به بچه­ها می­آموزند.[63] بر این اساس، دیدگاه و روش و شناخت معلم انشا است که آموزش خود را انتخاب می­کند. گاهی اوقات چگونه نگاه کردن به موضوع، از خود موضوع مهم­تر است. معلم اگر بداند که انشا واقعاً چیست و چه هدفی را دنبال می­کند، بدون شک کار او هم آسان­تر شده و هم معنا و لذت دیگری پیدا می­کند.

بدون تردید هدف تعلیم و تربیت، رشد تفکر در دانش­آموزان است. بنابراین لازم است توانایی­های مربوط به آن نیز ارتقا یابد و هم­چنین لازم است در کلاس­های درس انشا به رشد و تعالی تفکر بیش از پیش توجه شود.[64] آیا فکر کردن به تفکر از خود تفکر کمتر است. به راستی معلم انشا تا چه اندازه به تفکر و اندیشیدن، اندیشیده است؟ از آن چه برداشتی دارد و در مقابل این موضوع چه فلسفه­ای برای خود تعریف کرده است.

باید اجازه داد که قلم با آزادی وارد میدان کاغذ شود و حرکت­های خودش را انجام دهد. بعد این دانش­آموز است که نوشته­هایش را تنظیم و مرتب می­کند و این روند آرام آرام در ذهن دانش­آموز شکل می­گیرد و در کوتاه مدتی نوشته­های بسیار زیبایی را خلق خواهد کرد.[65] به نظر می­رسد در فرآیند تعلیم و تربیت اشتباه بزرگی به وجود آمده است و آن این است که معلمان و خانواده­ها انتظار بهترین را از دانش­آموز دارند. متخصصان اذعان کرده­اند که چنین خطایی باعث بروز اضطراب و نگرانی در دانش­آموز می­شود.

بین انشا و کتابت رابطه محکمی وجود دارد. اما باید دانست هر انشایی الزاماً مکتوب نیست و هر مکتوبی انشا تلقی نمی­شود.[66] این هنر معلمی است که از تفاوت­ها و تناقض­ها فرصت­های طلایی برای یادگیری و آموزش استفاده کند. یک معلم هنرمند باید از هر نوشته­ای که از دانش­آموز سر می­زند، به نفع انشا استفاده کند و هر انشایی که دانش­آموز می­نگارد، در جهت بهبود انشا بعدی او مورد استفاده قرار گیرد.

آداب نوشتن: نوشته کوتاه باشد، نوشته سند و منبعش مشخص شود، نوشته روی چیزی باشد که دوام داشته باشد، نوشته مفید و قابل استفاده باشد، به اندازه فهم مخاطب نوشته شود، در نوشته شرایط زمان و مکان رعایت شود، اگر پند و اندرز است به صورت غیر مستقیم باشد.[67]

 



[1] - محمد ناصر حسینی علایی، کتابت در آیات و روایات، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 56-49.

[2] - احمد سمیعی، راه­های آموزش انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 108-103.

[3] - خسرو باقری، جایگاه تفکر در انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 33-23.

[4] - سید حسین حسینی، انشا و رابطه آن با ریاضی و حل مسأله، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 47-35.

[5] - سید حسین حسینی، انشا و رابطه آن با ریاضی و حل مسأله، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 47-35.

[6] - محمدرضا سنگری، آیینه وصف، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 120-109.

[7] - مهرناز شهرآرای، ضرورت اندیشیدن در انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 134-121.

[8] - مهرناز شهرآرای، ضرورت اندیشیدن در انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 134-121.

[9] - سید حسین حسینی، انشا و رابطه آن با ریاضی و حل مسأله، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 47-35.

[10]- افسانه علی پاشازاده، نوشتن انشاهای خلاق، مقاله چاپ نشده و جمع آوری در کلاس درس دانشگاه، 1385، به نقل از سایت انجمن معلمان انشا.

[11] - محمد ناصر حسینی علایی، کتابت در آیات و روایات، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 56-49.

[12] - محمد ناصر حسینی علایی، کتابت در آیات و روایات، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 56-49.

[13] - محمد ناصر حسینی علایی، کتابت در آیات و روایات، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 56-49.

[14] - محمد ناصر حسینی علایی، کتابت در آیات و روایات، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 56-49.

[15] - محمد ناصر حسینی علایی، کتابت در آیات و روایات، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 56-49.

[16] - حمید جعفریان یسار، سفید، خاکستری، سیاه در زنگ املا، مجله رشد آموزش ابتدایی، شماره 4، تهران: وزارت آموزش و پرورش، 1386، صص 20-18.

[17] - محمد پارسا. روان شناسی تربیتی، تهران: انشارت سخن، چاپ هشتم، 1383، ص 83.

[18] - انشا (در اصل انشا کردن) فارسی و مصدر مرکب به معنی آفریدن، خلق کردن، فصیح و با قافیه نوشتن، سرودن شعر معنی شده است.

[19] - محمد ناصر حسینی علایی، کتابت در آیات و روایات، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 56-49.

[20] - احمد سمیعی، راه­های آموزش انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 108-103.

[21] - احمد سمیعی، راه­های آموزش انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 108-103.

[22] - علی اکبر نصیری، وضعیت تدریس انشای فارسی در پایه پنجم ابتدایی مدارس تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد، تهران: دانشگاه علامه طباطبایی، 1373.

[23] - مهرناز شهرآرای، ضرورت اندیشیدن در انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 134-121.

[24] - مهرناز شهرآرای، ضرورت اندیشیدن در انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 134-121.

[25] - مهرناز شهرآرای، ضرورت اندیشیدن در انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 134-121.

[26] - سید حسین حسینی، انشا و رابطه آن با ریاضی و حل مسأله، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 47-35.

[27] - احمد سمیعی، راه­های آموزش انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 108-103.

[28] - سید حسین حسینی، انشا و رابطه آن با ریاضی و حل مسأله، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 47-35.

[29] - محسن الهامی، استفاده از الگوی بدیعه پردازی در کلاس انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 21-17.

[30] - سید حسین حسینی­نژاد، شیوه­های اداره کلاس انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 63-57.

[31] - افسانه علی پاشازاده، نوشتن انشاهای خلاق، مقاله چاپ نشده و جمع آوری در کلاس درس دانشگاه، 1385، به نقل از سایت انجمن معلمان انشا.

[32] - سید حسین حسینی­نژاد، شیوه­های اداره کلاس انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 63-57.

[33] - محمدرضا سنگری، آیینه وصف، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 120-109.

[34] - احمد سمیعی، راه­های آموزش انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 108-103.

[35] - محمد فرهمندیان، روش آموزش انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 80-71.

[36] - سید حسین حسینی، انشا و رابطه آن با ریاضی و حل مسأله، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 47-35.

[37] - سید حسین حسینی­نژاد، شیوه­های اداره کلاس انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 63-57.

[38] - سید حسین حسینی­نژاد، شیوه­های اداره کلاس انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 63-57.

[39] - محمد فرهمندیان، روش آموزش انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 80-71.

[40] - محسن الهامی، استفاده از الگوی بدیعه پردازی در کلاس انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 21-17.

[41] - محمد فرهمندیان، روش آموزش انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 80-71.

[42] - محمد فرهمندیان، روش آموزش انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 80-71.

[43] - محمد فرهمندیان، روش آموزش انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 80-71.

[44] - محمد فرهمندیان، روش آموزش انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 80-71.

[45] - مصطفی رحماندوست، نویسندگی، دشوار یا آسان، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 101-95.

[46] - مصطفی رحماندوست، نویسندگی، دشوار یا آسان، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 101-95.

[47] - حسن ذوالفقاری، راه­های فعال کردن درس انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 94-81.

[48] - حمید جعفریان یسار، پرورش خلاقیت، ماهنامه رشد معلم، شماره 6، تهران: وزارت آموزش و پرورش، 1379، صص 51-48.

[49] - الگوی بدیعه پردازی توسط ویلیام گوردن در نظریه پرورش خلاقیت ابداع گردیده است.

[50] - محسن الهامی، استفاده از الگوی بدیعه پردازی در کلاس انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 21-17.

[51] - محسن الهامی، استفاده از الگوی بدیعه پردازی در کلاس انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 21-17.

[52] - محمدرضا بهرنگی، الگوهای جدید تدریس، بروس جویس و مارشا ویل، تهران: تابان و کمال تربیت، چ 5، 1376، صص 474-470.

[53] - افسانه علی پاشازاده، نوشتن انشاهای خلاق، مقاله چاپ نشده و جمع آوری در کلاس درس دانشگاه، 1385، به نقل از سایت انجمن معلمان انشا.

[54] - خسرو باقری، جایگاه تفکر در انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 33-23.

[55] - خسرو باقری، جایگاه تفکر در انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 33-23.

[56] - سید حسین حسینی، انشا و رابطه آن با ریاضی و حل مسأله، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 47-35.

[57] - سید حسین حسینی، انشا و رابطه آن با ریاضی و حل مسأله، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 47-35.

[58] - خسرو باقری، جایگاه تفکر در انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 33-23.

[59] - خسرو باقری، جایگاه تفکر در انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 33-23.

[60] - مصطفی رحماندوست، نویسندگی، دشوار یا آسان، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 101-95.

[61] - مصطفی رحماندوست، نویسندگی، دشوار یا آسان، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 101-95.

[62] - سید حسین حسینی، انشا و رابطه آن با ریاضی و حل مسأله، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 47-35.

[63] - مصطفی رحماندوست، نویسندگی، دشوار یا آسان، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 101-95.

[64] - خسرو باقری، جایگاه تفکر در انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 33-23.

[65] - خسرو باقری، جایگاه تفکر در انشا، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 33-23.

[66] - محمد ناصر حسینی علایی، کتابت در آیات و روایات، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 56-49.

[67] - محمد ناصر حسینی علایی، کتابت در آیات و روایات، ره­یافت­های آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 56-49.