انشا و روشهای آموزش آن
حمید جعفریان یسار مدرس مراکز تربیت معلم استان قم
مقدمه
انسان تنها آفریدهای است که میتواند منظور خود را با زبان و به وسیله نمادهای کلامی و گفتاری، به دیگران انتقال دهد. او یاد گرفت که از تصاویر نیز به عنوان نمادهای ارتباطی استفاده کند و دوباره آموخت که بنویسد. واقعاً قابل تحسین است که انسان گفتن را به نوشتن تبدیل کرد و این یعنی ثبت و ماندگاری کلام و گفتهها. شاید اگر کلام خداوند هم در ادیان مختلف، نوشته نمیشد، به شکل امروزی در اختیار جامعه قرار نمیگرفت.
نوشتن و انشا نعمت عظیمی است که با هیچ نعمت دیگری قابل مقایسه نیست. خداوند تبارک و تعالی دو نعمت اساسی خواندن و نوشتن را در سوره مبارکه علق، بیان فرموده است. از این نکته میتوان استفاده کرد که برای خوب نوشتن باید بتوان خوب خواند و خواندهها را خوب فهمید تا بتوان نوشت. این منطقی است که هر کسی خواندهاش را خوب بفهمد، میتواند آن را به زبان خودش، خیلی خوب بنویسد.[1]
روشن است که فرهنگها و تمدن با نوشتن و کتابت رابطه بسیار نزدیکی داشتهاند. پیشرفت فرهنگی بدون پیشرفت فرهنگ مکتوب در جهان کنونی، قابل تصور نیست. متأسفانه در جامعه کنونی ایران، نوشتن بین مردم رواج ندارد و البته این موضوع بین تحصیل کردگان نیز مشهود است.[2]
هنگامی که دانشآموزی میکوشد یک شیء را به اجزای آن تجزیه کند، یا یک حادثه را به اجزای اصلی آن تقسیم کند، او دارد به تفکر راه پیدا میکند و ماهیتاً کاری انجام میدهد که افلاطون هنگام تحلیل فکر انجام میداد.[3] قدم بعدی نوشتن است. کاری که افلاطون انجام میداد و این دانشآموز انجام نمیدهد.
جوامع مترقی و پیشرفته در همه امور و در بستر توسعه فرهنگی، رهین زحمات معلمانی هستند که شالوده فکری سرمایههای آن جامعه، یعنی نوجوانان، جوانان و نواندیشان را بر مبنای تفکر منطقی و انتقادگر و خلاق بنا مینهد.[4] ضمن این مهمترین و مؤثرترین راه اصلاح جامعه را نوشتن میدانند تا حرف زدن.
اگر معلمان جامعه به تفکر خلاق و منطقی و انتقادگر معتقد و متصف بوده و در پی اعمال این تفکر باشند، بالطبع باعث انتقال به افراد تحت آموزش خود شده، آنان نیز به صورت نسبی به این گونه اندیشیدن مسلح میشوند.[5] برجستهترین افراد امروزی بدون شک از روی آنها که غالباً مکتوبات آنها میباشند، شناخته میشوند.
آیا نوشتن کار آسانی است؟ آیا هر کسی میتواند بنویسد و ... . واقعیت این است که خود نوشتن کار آسانی نیست. به خصوص شروع نوشتن که واقعاً دشوار است. معجزه آخرین پیامبر خدا کتاب است. بیشترین موفقیت دانشمندان بزرگ هم، در نوشتههای آنها دیده میشود. مثلاً افلاطون صفحه اول کتاب جمهوریت را 130 بار پاکنویس کرد. تولستوی کتاب جنگ و صلح را 220 بار مرور کرد.[6] شواهد برای سختی نوشتن بسیار است. پس بی دلیل نیست که انشای دانشآموزان ضعیف است.
معنا و مفهوم انشا
سؤال مهم دانشآموز این است که در بلند مدت انشا چه فایدهای برای او دارد؟ در دانشگاه و یا یک شغل خاص، چه کسی از او انشا میخواهد؟[7] انشا چه اثری در زندگی او دارد و اساساً چه لزومی برای نوشتن وجود دارد؟ و سؤالهای دیگر. شاید اولین و سادهترین دلیل این است که دانشآموز واقعاً معنا و مفهوم انشا را درک نکرده است. همچنین اثر آن را در زندگی فعلی خود نمیبیند مثل دروس دیگر، بنابراین خود را از آن دور میکند.
نخستین معنی انشا، آفریدن است.[8] انشا در فرهنگ فارسی، به معانی آغاز کردن، آفریدن و از خود چیزی گفتن، آمده است. میتوان به کمک همین معانی، خصوصاً مفهوم آفریدن و خلق کردن به رسالت عظیم معلمان در آموزش درس انشا و اعتبار و ارزش آن در جامعه پی برد و در فکر بهبود وضعیت موجود از نظر معلم و شاگرد بود.[9] انشا (در اصل انشا کردن) فارسی و مصدر مرکب به معنی آفریدن، خلق کردن، فصیح و با قافیه نوشتن، سرودن شعر نیز معنی شده است. انشا به معنی ایجاد کردن، پرورش دادن، ابداع و خلق کردن است و آنچه را که امروزه فن انشا گفته میشود از نخستین معنای آن (ایجاد) گرفته شده است. انشا به معنی نظم دادن به فکر، به معنی ایجاد کلام و سخن و نگارش آن است. معادل فارسی انشا، دبیری است که به معنی منشیگری و کتابت میباشد. در اصطلاح ادبیات، انشا عبارت از نگارش جملات و عباراتی است که افکار نویسنده را به صورتی روشن و زیبا بیان کند که خواننده آنها را به سهولت بفهمد و برایش خوشایند و مطلوب باشد.[10] کتابت و انشا در جای دیگری، با توجه به معنای لغوی آن، به معنای پرورش دادن، هنر کردن و بلند شدن، تربیت کردن، ایجاد کردن و ابداع کردن بیان شده است.[11]
در یک نگاه ساده، کتابت یعنی اینکه قلمی برداشته شود، کلماتی و سطرهایی نوشته شود. اما در اصل کتابت و کتب یعنی وصل کردن بعضی چیزها به همدیگر. معنی لغت «کتبتم للرق»، مشق را به هم دوختن، یعنی چرمها برداشتند و تکه تکه به هم دوختند، استفاده شده است.[12]
لفظ کتاب منحصراً به معنی نوشتن نیست. یکی الفاظ مورد استفاده برای قرآن، لفظ کتاب است. یعنی وقتی آیاتی بر پیامبر اکرم نازل میشد، لفظ «جاء الکتاب» استفاده میشد. قرآن قبل آن که به صورت لوح مکتوب درآید و در الواحی نوشته شود، خود آیات به صورتی بود که فقط در لفظ به آن کتاب گفته میشد. بنابراین اگر کتاب فقط به معنای نوشتن بود، باید تا زمانی که قرآن روی الواح نوشته نشده بود به آن کتاب نمیگفتند، در حالی که در همان آیات اولیه راجع به خود قرآن نازل شده لفظ کتاب به آن اطلاق شده است.[13] از این مورد دو نکته قابل استفاده است. یکی رابطه مستقیم نوشتن و گفتن و دوم نیاز نوشتن به گفتن. انسان از دیرباز فهمید که برای رشد و تعالی زندگی مادی و معنویش، باید بتواند سخنانش را به نوشتار تبدیل کند.
نوشتن دارای ارزش زیادی است که در متون اسلامی و دینی هم از یاد شده و هم به آن قسم خورده شده است. آیه مبارکه «ن و القلم و ما یسطرون» قسم به قلم و آنچه مینویسد، حدیث معروف «قیدوا العلم بالکتابه» دانش را با نوشتن نگاهداری کنید و یا «مداد العلما افضل من دماء الشهداء» مرکب قلم دانشمندان از خون شهیدان برتر است، تأییدی بر نوشتن و انشا کردن است.[14] کتابت و نوشتن یک فن است و رشد و توسعه انشا، با توجه به سوابق زندگی انسان، یک فن و هنر تلقی میشود. از طرف دیگر، توسعه انشا مدیون دین اسلام است. اسلام توانست مفاهیم جدیدی برای انشا عرضه کند که در جای خود، انشا را جالبتر مینماید.[15]
از دروسی که با نوشتن ارتباط مستقیمی دارد، املا است. میل و رضایت دانشآموزان به این دو درس، به یک نسبت نیست. تفاوت املا و انشا در دوست داشتن انشا، آزادی موضوع و توانایی مراجعه به منابع در انشا است. دانشآموز در املا، حق هیچ گونه مراجعهای به منابع، لغتنامه و فرهنگ نامهها را ندارد و این بسیار آزار دهنده است. دانشآموز (در املا) قرار است یاد بگیرد ولی حق ندارد از کسی یا چیزی کمک بگیرد. در حالی که انشا اختیاری است، هر لحظه که دانشآموز اراده کند میتواند و اجازه دارد به هر منبعی مراجعه نماید و البته مراجعه به منابع در انشا، به عنوان فعالیتی مثبت و ارزشمند، تلقی میشود. شاید یکی از دلایل بیزاری دانشآموزان از املا، در دستوری بودن آن و یک طرفه بودن آن است که البته این موضوع با فطرت آدمی ناسازگار است. املا به لحاظ یک طرفه بودن آن، رنجآور و اضطراب ساز است. در یک نگاه منطقی، املا بخشی از درس انشا است و دانشآموزان برای خوب املا کردن، باید مهارت های لازم را در صحیح نویسی، کسب نمایند.[16]
تحقیقات نشان میدهند که میزان غلط نویسی کلمات فارسی با افزایش سن کاهش می یابد. به عبارت دیگر درست نویسی با افزایش سن،[17] رابطه مستقیم دارد. بنابراین غلط نویسی دانشآموزان خردسال و خصوصاً دبستانی امری است، کاملاً طبیعی. دانشآموزان با بزرگتر شدن تعداد لغات زیادی را به حافظه میسپارند و دارای گنجینه مناسبی از کلمات و لغات فارسی میشوند. پس اگر این روند پذیرفته شود، میتوان رویکرد املا را تغییر داد و اساساً شاید بتوان این به اصطلاح درس را حذف کرد. البته حذف در اینجا به معنی پاک کردن صورت مسأله نیست، بلکه میتوان جایگزین خوبی برای املا معرفی کرد و آن درسی نیست جز نوشتن یا «انشا».[18]
تاریخچه انشا در برنامه درسی
ویل دورانت، رشد و توسعه فرهنگ اسلامی را در جهان مرهون نوشتن مسلمانان دانسته است. به گفته او: «زمانی تمدن اسلامی رشد کرد که کاغذ و نوشتن بین مسلمانان توسعه پیدا کرد و این حقیقتی است انکارناپذیر و قابل توجه»[19]
در قدیم برای تربیت دبیر و مترسل (نویسنده) از روش استاد شاگردی استفاده میشد. هر استادی زیر دست خود چند شاگرد متعهد داشت که یکی دو تن از آنان، پس از سالها، میتوانستند جای استاد بنشینند. برای مثال، از میان شاگردان بونصر مشکان، فقط بیهقی توانست جای استاد قرار گیرد.[20] فن نگارش از دیرباز اهمیت ممتازی داشته و در قدیم به آن صناعت دبیری و فن ترسل گفتهاند. نگارش مانند هر فن دیگری هم استعداد میخواهد، هم تعلیم و هم ممارست. تربیت اهل این فن بسیار دشوار است. هزار سرباز را یکی دو ساله میتوان آموزش داده، آماده خدمت کرد، اما سالیان دراز، مشکل بتوان نویسندگان برجستهای را پرورش داد.[21]
با نگاهی به برنامه درسی آموزشگاههای جهان در گذشتههای بسیار دور تا به امروز، قابل درک است که تنها درسی که همیشه در برنامه درسی وجود داشته و به عنوان اصلیترین درسها به شمار میرفته، همانا درس مهم و سرنوشتساز زبان و ادبیات بوده است. تدریس انشا در آغاز به صورت شفاهی بود، به خصوص در یونان باستان، روم، اروپای قرون وسطی، هند، چین و ایران که بعدها به صورت مکتوب درآمد و تربیت کاتبان، بخش مهمی از فرایند مدرسهای را تشکیل میداد. در کشورهای غربی، درس انشا محدود میشد به اصول ادبی ارسطو و بلاغت قدیم و کسانی چون: کویین لی، سیرو و سنکا. با اختراع ماشین چاپ، تدریس انشا به صورت مکتوب تغییر یافت و در قرن هیجدهم به طور کامل به صورت برنامهریزی شده در آمد. با توجه به تاریخچه انشا میتوان گفت که قدرت سخنوری که در دوران قدیم از مرتبه بالایی برخوردار بوده، به واسطه کتابت رقیبی پیدا کرد که توانست جای آن را بگیرد. در مدارس قدیم و مکتبخانهها هم، بیشتر خواندن مورد توجه بود تا نوشتن. مگر در سطوح بالا که لازم بود دست به قلم برده شود. قلم حرمتی داشت وکمتر کسی به خود اجازه میداد که قلم به دست گیرد. نوشتن، شأن بالایی داشت وکتاب و خط بیشتر به یاری کاتبان میآمد تا به کار محصلان. رفته رفته شیوههای تدریس در مکتب خانههای سنتی جای خود را به روشهای فعلی تدریس سپردند. کم کم نوشتن رونق پیدا کرد و خواندن و نوشتن به صورت دو یار جدایی ناپذیر در آمد.[22]
در مصوبه سال 1316 ش.، هدف انشا، آموزش فکر و بیان بر اساس اصول صحیح بود. در سال 1318 ش.، در شورای عالی فرهنگ اشاره شده است که در انشا، باید فکر دانش آموزان منظور شود. یعنی دانشآموزان باید بتوانند از لحاظ فکری، قوه استدلال خود را به کار گیرند. در سال 1319 ش.، هدف درس انشا، عنصر نوشتن مد نظر قرار میگیرد. در سال 1345 ش.، انشا وضعیت بهتری پیدا میکند و کارشناسان، انشا را پیوند فکر در گفت و شنود میدانند. یعنی گفت و شنود و نوشتن.[23]
در سال 1349 ش.، شش ساله دوره ابتدایی به 5 سال تقلیل مییابد و درسی به اسم انشا در آن دیده نمیشود. در سال 1350 ش.، هدف درس انشا (در دوره راهنمایی) عبارت بود از دانشآموزان باید بتوانند، آنچه را میاندیشند و میخوانند، به دیگری بگویند و بنویسند. در سال 1373 ش.، در سال اول راهنمایی، تفکیک فارسی، املا و انشا از بین میرود و همه در ادبیات فارسی تجمیع میشود.[24]
در دوره متوسطه هم تا سال 1355 ش.، در نگارش تغییر خاصی وجود نداشته و بیشتر قرائت فارسی و املا، اهمیت داشته است.[25]
هدف از آموزش انشا
معلم و دانشآموز هر دو باید بدانند که انشا چیست؟، هدف از یادگیری آن کدام است؟ و چگونه میتوان خوب نوشت؟ در فرآیند آموزش انشا، مطالعه و تمرین نوشتن و هنر تبدیل گویش به نگارش ـ که فرآیندی اساسی در پیشبرد فرهنگی جوامع است ـ به عهده معلمان زحمتکش آموزش انشا است.[26]
هدف جدی انشا در سادهترین نگاه آن، نوشتن است. باید دانشآموز را به مطالعه جدی و آگاهانه عادت داد. یکی از راههای تعلیم مطالعه، تحلیل متن است. تحلیل متن در واقع مقدمه آموزش نویسندگی است.[27]
هدف غایی هر نظام آموزشی، افزایش کارآیی آن نظام برای ایجاد فرآیند یادگیری بیشتر در دانشآموزان و تحویل افراد ماهر و کاردان و خلاق و صاحب نظر به اجتماع است تا بتواند زیربنای فکری جامعه را برای رسیدن به حد مطلوبی از توسعه فرهنگی پیریزی کند.[28]
هدف کلی آموزش انشا، توانایی نوشتن به زبان فارسی معاصر است و رسیدن به این هدف با پرورش کار خلاق امکان پذیر است. در حقیقت کار زمانی ارزشمند است که در آن خلاقیت و تفکر جریان داشته باشد. کلاس انشا باید کارگاه نوشتن باشد.[29] انشا درسی است هدفدار و برای برای رسیدن به آن باید از روشهای هدفدار استفاده کرد. در حال حاضر این روشها به سلیقه، علاقه و مطالعه معلم وابسته است. ضابطهمند شدن انشا صرفاً به معنی تغییر کتابهای درسی نیست. لازم است روشهای مدرسان و معلمان تغییر یابند.[30]
برخی از هدفهای آموزش انشا عبارتند از:
1) دانشآموزان باید بتوانند آنچه را که میاندیشند و میخوانند به دیگری بگویند و بنویسند.
2) شناسایی دانشآموزان با تخیل قوی و استعدادی بیشتر در نویسندگی و هدایت آنها در مسیری صحیح.
3) پرورش قوه استدلال، تفکر و دقت دانشآموزان و وادار کردن آنها به درست دیدن و شنیدن، سپس دیده و شنیده خود را به طرز ساده و روشن بیان کردن و نوشتن.[31]
هدفهای عمده درس انشا در جای دیگری چنین آمده است:
1-توانایی بیان اندیشه و احساس
2-افزایش قدرت تحلیل و انتقاد
3-شرکت در فعالیتهای گروهی
4-تسلط بر نوشتن
5-شرکت در بحثهای گروهی و مناظره
6-تقویت قدرت سخنگویی
7-رفع کمرویی و کسب اتکا به نفس
8-افزایش دقت در شنیدن، گفتن، خواندن و نوشتن
9-آموزش برقراری ارتباط با دیگران
10-عادت به مطالعه[32]
روش آموزش انشا
نوشتن حاصل سه چیز است، نگاه، ناگاه و ناآگاه.[33] به عبارت دیگر کسی که میخواهد بنویسد، باید بتواند خوب ببیند و ناگهان جرقهای در فکرش او را شعلهور سازد و در نهایت این درون اوست که او را یاری داده و کلمات را بر زبانش جاری خواهد کرد.
شرط اساسی نوشتن، حرف داشتن است. حرفی نو طرحی نو و ... . برای داشتن حرفهای نو، به زحمت و تجربههای نو نیاز است. تجربههایی عمیق و وسعت داده شده. از دیگر راههای نوشتن دانشآموزان، عادت دادن آنها برای نوشتن خاطرات است. نوشتن نامه نیز قوای نویسندگی را پرورش میدهد.[34]
انشا یا نوشتن، یک فرآیند فکری است که هرگاه به زبان میآید، برای مردم آسان است. نوشتن از حرف زدن بسیار سختتر است.[35]
متأسفانه فرهنگ مراجعه به حل المسائل و روش معلم محوری آموزش و آزمودن دادههایی که به صورت طوطیوار یاد گرفته میشوند و عدم استفاده از روشهای فعال و دانشآموز محوری و مهلت ندادن برای تفکر و مبارزه با مسائل برای رسیدن به راهحلهای نادرست، متعلمان را به مصرف کنندههایی تبدیل کرده است که کارشان مونتاژ یافتهها با استفاده از الگوها و طرحهای از پیش مشخص شده میباشد.[36]
شیوههای اداره کلاس انشا
از هر زاویهای که به درس انشا نگاه شود، در هدفهای آن اشتراک نظر وجود دارد. منظور از زوایه دید، نگاه علم روانشناسی، ادبیات، جامعهشناسی، زبانشناسی و ...، به این درس است. البته از دیدگاه هر کدام اولویتها متفاوت است. مثلاً از دید علوم اجتماعی آموزش نحوه ارتباط با دیگران مقدم است، از دیدگاه روانشناسی، کسب اعتماد به نفس و تحلیل مسائل و از نگاه ادبیات، تسلط بر نوشتن و انتقال فکر دیگران در اولویت است.[37]
مطالعه قبل از نوشتن، اصل اساسی برای خوب نوشتن است که باید جایگزین نوشتن بدون مطالعه یا نوشتن ذهنی گردد. متأسفانه هم اکنون برای موضوعات تحلیلی و تحقیقی، روش دانش آموزان بر ذهنی نوشتن و کلی گویی است.[38]
بچهها از حدود 1 تا 7 سالگی سخن گفتن را یاد میگیرند. در این سنین مادرها از ویژگیها و نیازهای بچهها برای کاربرد واژهها بهره میگیرند. همین طور گنجینه لغات بچهها اضافه شده و یاد میگیرند که کلمات را ترکیب کنند و خواستههای خود را در قالب جملات بیان کنند. در واقع آموزش انشا هم باید از همین روند بهره بگیرد. این روند یا فرآیند مطابق با فطرت یادگیری کودکان است.[39]
یکی از عوامل متعدد ناموفق بودن درس انشا، نداشتن روش مناسب است. لزوم به کارگیری روش مطلوب در تدریس به اندازهای است که بعضی از دست اندرکاران علوم تربیتی بهرهگیری از روشهای مناسب را مهمتر از دانش آن درس دانستهاند.[40]
آغاز انشا در 9 سالگی است. در کلاس اول و دوم ابتدایی زبان آموزی تمرین میشود. زبان کودکان از 9 تا 12 سالگی در حال افزایش لغات است. در کتاب فارسی بچه هر ساله 2200 تا 2800 لغت اضافه میشود. متأسفانه این تعداد لغت برای کودکان زیاد است و توان یادگیری آن را ندارند و در نهایت در انشا ضعف پیدا میکنند. معلمان نیز انتظارت زیادی از دانش آموزان خود دارند و این باعث سرخوردگی دانش آموز میگردد.[41]
کاملاً قابل درک است که بچهها در راهنمایی و متوسطه مشکل نوشتن دارند و آن به خاطر ضعف در دوره ابتدایی است. معلمان کلاس سوم، چهارم و پنجم برای انشا بچهها بیشتر دنبال کلیشهها و توصیف کنید هستند.[42]
انشا کمک کردن به بچهها در گفتن و نوشتن است. دیدهاید یک سؤال از دانش آموز پرسیده میشود، او میگوید نوک زبانم است الان میگوید. او راست میگوید باید به او کمک شود تا بتواند بگوید و بنویسد.[43]
برای انشا باید از تمام حواس دانش آموزان خصوصاً چشم او خوب استفاده شود. در آموزش انشا از تصویر، نماد و کلمات میتوان به نحوی شایسته بهره جست.[44]
کلاس درس انشا جای آموختن قواعد نویسندگی، تمرین همان قواعد، پیدا کردن اصول موفقیت نویسندههای موفق و مطالعه با برنامه آثار آنها و تقد و تحلیل آثار است. اما کلاس جای آموختنِ «کشف» نیست. کشف اتفاقی است که در درون پدید آورنده اثر اتفاق میافتد. حافظ شاگرد خواجوی کرمانی بود، خواجوی کرمانی شاعری بزرگ است اما هرگز جایگاه حافظ را پیدا نکرد.[45]
معلم در کلاس انشا میتواند مقدمات کشف موضوع برای دانش آموزان را فراهم آورد. میتواند پس از آموختن درسهایی مثل درست نویسی، نقد و ...، هم چنان میتواند پس از هدایت دانش آموزان به مطالعه درست آثار پیشینیان، با بچههایی که توانایی و استعداد دارند، درباره مجهولات بزرگ دنیا، دغدغههای بشری، دردهای بزرگ و جهانی حرف بزندتا مقدمات فکرهای اساسی و کشفهای بزرگ را برای آنها فراهم آورد.[46]
شیوههای عملی اجرای اهداف درس انشا
1-داشتن معلمانی دقیق، فعال و اهل ذوق
2-تبیین اهمیت درس انشا برای مدیران، معلمان سایر دروس، دانش آموزان، اولیا و مسؤولین
3-کارآمد کردن دانش آموزان بر چهار حیطه خواندن، گوش دادن، سخن گفتن و نوشتن
4-کاربست شیوههای صحیح ارزشیابی انشا توسط معلمان
5-ایجاد انگیزههای لازم و مناسب برای علاقهمند شدن و یادگیری درس انشا
6-تقویت هم زمان زبان و تفکر دانش آموزان
7-آموزش دقیق ساختار دستوری زبان فارسی[47]
بدیعه پردازی در انشا
بدیعه پردازی یعنی ساختار شکنی و نوپردازی. داشتن چنین صفتی یعنی خارج از پوست خود و بیرون آمدن از درون خود. در واقع بدیعه پردازی خانه اول و قدم اول خلاقیت و نوآوری است.[48] الگوی بدیعه پردازی[49] برای رشد خلاقیت تدوین یافته است. بدیعه پردازی یعنی کشاندن انسان به دنیایی منطقی، یعنی ایجاد فرصت ابتکار برای آدمی. یکی از مشکلات و موانع در امر نوشتن، ترس از کاغذ و قلم است. ترس از قرار گرفتن در مخاطره اشتباه.[50] الگوی بدیعه پردازی این ترس را برطرف میسازد. با این روش میتوان با دادن تمرینات گروهی به شاگردان، خلاقیت آنها را افزایش داده و آنها را به تفکر استعاری رساند. از طریق شاگردان خواهند توانست به جایگزینیهای جدیدی در خلق یک نوشته جدید برسند.
مراحل تدریس انشا در الگوی بدیعه پردازی[51]
برای استفاده از الگوی بدیعه پردازی در تدریس انشا، دو روش کلی پیشنهاد شده است:
الف) غریب گردانیدن مفهومی آشنا
ب) آشنا گردانیدن موضوعی غریب
در روش اول شاگردان باید تلاش کنند تا موجودات آشنا را به گونهای ناآشنا بنگرند و با ایجاد فاصلههای مفهومی، به درک تازهای بریند. در مراحل تدریس این روش معلم همواره کنترل کننده و هدایتگر است. مثال: مقایسه یک سگ با ماشین لباس شویی.
روش دوم کمی مشکلتر است. در این روش، «تحلیل» جای «فاصله مفهومی» را میگیرد. برای مثال، ممکن است مفهوم «فرهنگ» با «خانه» یا «بخاری» مقایسه شود.
تفاوت عمده این دو روش، استفاده آنها از قیاس نهفته است. در روش اول شاگردان، بدون محدودیتهای منطقی از دستههای قیاسها میگذرند، فاصله مفهومی زیاد میشود و تخیل هر چه بیشتر بارور میگردد. شاگردان در روش دوم سعی میکنند دو فکر را به هم ربط دهند و ربطها را در حالی که از قیاسها میگذرند، تعیین نمایند.[52]
انواع انشا[53]
1) توصیفی یا وصفی:
سادهترین نوع انشا است. دانشآموز چیزهایی را که در اطراف خود میبیند یا میشنود یا احساس میکند وصف و تعریف مینماید.
2) گزارشنویسی:
برخی گزارشنویسی را نوعی انشای نقلی به حساب میآورند. وقتی دانشآموزان به گردش علمی میروند معلم میتواند از آنها بخواهد که گزارش از آن روز تهیه کند. غالباً برای تهیه گزارش نیاز به تحقیق، سؤال و جستجو میباشد.
3) انشای نقلی:
برای بیان سرگذشت خود یا دیگران به کار میرود. معلم میتواند برای آموزش انشای نقلی تمریناتی چون، داستانگویی، نوشتن خلاصه متن خوانده شده نوشتن خلاصه کارهایی که در زمان معینی انجام شده و ...، ارایه دهد.
4) برگرداندن شعر به زبان ساده و نثر امروز:
معلم میتواند شعرهای مناسبی را از کتاب فارسی یا خارج از کتاب به دانشآموزان داده و بخواهد که اشعار را به نثر ساده امروز بنویسند.
5) انشای تخیلی:
محصول ذهن و ساخته و پرداخته افکار دانشآموز است و غالباً اساس خارجی ندارد. این نوع انشا فرصتی است برای شناخت افکار دانشآموز و گرایشات درونی او که در چه دنیایی و آرزوهای درست و غلط او چگونه است. معلم میتواند شروع داستانی را بگوید و دانشآموزان آن را تمام کنند یا از شاگردان بخواهد قلم، کاغذ، دفتر یا تخته سیاه و سرگذشت اشیا را بیان کند.
6) خلاصهنویسی:
موجب پرورش قدرت نویسندگی و گسترش از کودکان میشود و آنها را آماده میکند که در موقع لزوم بخوانند اصل مقصود یک درسی یا یک مقاله را استخراج نمایند.
7) نامهنگاری:
نامه بیان کتبی موضوعی است برای مخاطبی که حضور ندارد. نامهای را که فرد مینویسد، معرف شخصیت فرهنگ، ادب و ذوق و سلیقه اوست.
رابطه تفکر با انشا
ذهن و قدرت تفکر آدمی به گونهای است اگر متوجه ایدهای شود (با داشتن سواد)، خواهد نوشت. دانشمندان تفکر دارای چهار بعد اساسی دانستهاند. بعد اول: تفکر ملازم با تحلیل کردن یک مجموعه با اجزا و روابطی است که کارکردهای آن مجموعه را تشکیل میدهد. اگر کسی نتواند تحلیل کند و قدرت باز کردن یک مجموعه پیچیده را نداشته باشد، مسلماً قادر به تفکر نخواهد بود. بعد دوم ترکیب است. یعنی کسی که میاندیشد، باید بتواند ارتباط میان عناصر مختلف را برقرار کند. بعد سوم نقادی است. یعنی فرد در جریان تفکر، خلل و نقایص یک پدیده را، یک فکر را و یک نوشته را مشخص کند. بعد چهارم، نوآوری و خلاقیت است. یک متفکر در جریان تفکر باید از امتیاز نوآوری و خلق یک مطلب و سخن تازه برخوردار باشد.[54]
وقتی صحبت از جایگاه تفکر در انشا میشود، در واقع باید گفت که انشا فرزند تفکر است. با توجه با این رابطه، جایگاه تفکر در انشا به مرور مشخص میشود. حال سؤال این است که معلم چگونه میتواند دانشآموز را به تفکر مسلح کند. سادهترین راه، توصیه کردن دانشآموز به دیدن، صحبت کردن و نوشتن است.[55]
یکی از دروسی که با تفکر ارتباط زیادی دارد، ریاضیات است. در درس ریاضی ذهن دانشآموز در حال فعالیت زیادی است. دانشمندان تعلیم و تربیت، در رابطه با درس انشا هم چنین نظری دارند. به همان اندازه که درس ریاضی، درس اندیشه و استدلال و برهان است، میتوان گفت که درس انشا نیز درس تمرین و اندیشیدن منطقی و رسیدن قابل قبول با تجزیه و تحلیل اصولی است. برای درست اندیشیدن و آموزش آن لازم است مهارتهای فکر کردن، مطالعه کردن، چگونه یاد گرفتن و تجزیه و تحلیل و نتیجهگیری و تصمیم آن اولاً به معلمان و بعد به متعلمان انتقال یابد.[56]
خلق نظرات جدید و تعیین ساختار منطقی موضوعهای مختلف و برآورد راهحل مسائل و تجزیه و تحلیل دادهها نیز از جمله اموری است که در انشا و ریاضی کاربرد قوی داشته و از مبانی آموزش این دو درس محسوب میشوند.[57]
بدون شک، تفکر مسألهای آموختنی است. یعنی تا حد زیادی کار معلم انشا آموختن نحوه تفکر و اندیشیدن است. یا به عبارت سادهتر، معلم انشا چگونه اندیشیدن را به دانشآموز آموزش میدهد. معلم انشا به دانشآموزش میآموزد که چگونه بتواند چهار بعد تفکر «تحلیل، ترکیب، نقادی و نوآوری» را در درونش فراهم آورد تا بتواند بنویسد.[58]
نکته دیگر در مورد تفکر، دست یافتن به دیدگاههای دیگران است. توانایی بزرگی است که افراد بتوانند مسائل را از زاویه دید دیگران بررسی و تحلیل نمایند. فردی که نتواند مسائل از دید دیگران ببیند و بررسی نماید، محصول اندیشه او از قوت و توان کمی برخوردار خواهد بود. بنابراین در بحث انشا دانشآموزان باید یاد بگیرند تا راجع به موضوعات خود نگاه و دیدگاه دیگران را نیز جویا شوند.[59]
موانع و مشکلات آموزش انشا
میتوان کلاس نویسندگی و انشا و شعر داشت و اصول آن را آموخت، اما نمیتوان در این کلاسها شاعر و نویسنده به معنی تأثیرگذار آن تربیت کرد. برای این کار باید از بهترین و با استعدادترینها انتخاب کرد و به راهی دیگر رفت.[60] سرچشمه نویسندگی دو بخش متمایز خلاقیت و هنر و زیبایی از یک سو، سوژه موضوع از سوی دیگر است. مثلاً نوشتههای مرحوم جلال آل احمد، که دستور زبان عادی را هم رعایت نمیکند ولی تأثیرگذار است و بعد از مرگش هم از مطالب و نوشتههای او استفاده میشود.[61]
برخی موانع و مشکلات آموزش انشا عبارتند از:
1-مشخص نبودن جایگاه درس انشا در برنامه دروس به نحوی این درس پیشمرگ بقیه دروس شده است.
2-تخصصی قلمداد نشدن درس و ورود هر معلمی با هر تخصصی به این درس
3-ضعف فرهنگ مطالعه و نوشتن در جامعه خصوصاً معلمان
4-ذاتی پنداشتن امر خلاقیت و نوآوری و عدم اعتقاد به اکتسابی بودن آن از طریق آموزش
5-عدم وجود فرهنگ انتقاد و تذکر در جامعه و رواج فرهنگ تملق و چاپلوسی
6-عدم وجود فرهنگ ابراز ایدههای جسورانه و هجوم به مسائل و مشکلات برای یافتن راهحلهای نو
7-عدم وجود راهکارهای تشویق مناسب برای نوشتن
8-عدم وجود مکانیزم علمی برای ارزیابی نوشتههای دانش آموزان
9-عدم وجود یک آموزش صحیح و علمی برای نوشتن و انشا کردن[62]
بحث و نتیجه
در نویسندگی و به تعبیر اولیه و ساده آن انشا، دو دیدگاه وجود دارد. برخی بر این باورند که نویسندگی هنر و خلاقیت (خدادادی) است و برخی میگویند نویسندگی فن و تجربه (اکتسابی) است. بر اساس این دو عقیده حتی در بعضی کشورها، شاعری را نیز به بچهها میآموزند.[63] بر این اساس، دیدگاه و روش و شناخت معلم انشا است که آموزش خود را انتخاب میکند. گاهی اوقات چگونه نگاه کردن به موضوع، از خود موضوع مهمتر است. معلم اگر بداند که انشا واقعاً چیست و چه هدفی را دنبال میکند، بدون شک کار او هم آسانتر شده و هم معنا و لذت دیگری پیدا میکند.
بدون تردید هدف تعلیم و تربیت، رشد تفکر در دانشآموزان است. بنابراین لازم است تواناییهای مربوط به آن نیز ارتقا یابد و همچنین لازم است در کلاسهای درس انشا به رشد و تعالی تفکر بیش از پیش توجه شود.[64] آیا فکر کردن به تفکر از خود تفکر کمتر است. به راستی معلم انشا تا چه اندازه به تفکر و اندیشیدن، اندیشیده است؟ از آن چه برداشتی دارد و در مقابل این موضوع چه فلسفهای برای خود تعریف کرده است.
باید اجازه داد که قلم با آزادی وارد میدان کاغذ شود و حرکتهای خودش را انجام دهد. بعد این دانشآموز است که نوشتههایش را تنظیم و مرتب میکند و این روند آرام آرام در ذهن دانشآموز شکل میگیرد و در کوتاه مدتی نوشتههای بسیار زیبایی را خلق خواهد کرد.[65] به نظر میرسد در فرآیند تعلیم و تربیت اشتباه بزرگی به وجود آمده است و آن این است که معلمان و خانوادهها انتظار بهترین را از دانشآموز دارند. متخصصان اذعان کردهاند که چنین خطایی باعث بروز اضطراب و نگرانی در دانشآموز میشود.
بین انشا و کتابت رابطه محکمی وجود دارد. اما باید دانست هر انشایی الزاماً مکتوب نیست و هر مکتوبی انشا تلقی نمیشود.[66] این هنر معلمی است که از تفاوتها و تناقضها فرصتهای طلایی برای یادگیری و آموزش استفاده کند. یک معلم هنرمند باید از هر نوشتهای که از دانشآموز سر میزند، به نفع انشا استفاده کند و هر انشایی که دانشآموز مینگارد، در جهت بهبود انشا بعدی او مورد استفاده قرار گیرد.
آداب نوشتن: نوشته کوتاه باشد، نوشته سند و منبعش مشخص شود، نوشته روی چیزی باشد که دوام داشته باشد، نوشته مفید و قابل استفاده باشد، به اندازه فهم مخاطب نوشته شود، در نوشته شرایط زمان و مکان رعایت شود، اگر پند و اندرز است به صورت غیر مستقیم باشد.[67]
[1] - محمد ناصر حسینی علایی، کتابت در آیات و روایات، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 56-49.
[2] - احمد سمیعی، راههای آموزش انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 108-103.
[3] - خسرو باقری، جایگاه تفکر در انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 33-23.
[4] - سید حسین حسینی، انشا و رابطه آن با ریاضی و حل مسأله، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 47-35.
[5] - سید حسین حسینی، انشا و رابطه آن با ریاضی و حل مسأله، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 47-35.
[6] - محمدرضا سنگری، آیینه وصف، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 120-109.
[7] - مهرناز شهرآرای، ضرورت اندیشیدن در انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 134-121.
[8] - مهرناز شهرآرای، ضرورت اندیشیدن در انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 134-121.
[9] - سید حسین حسینی، انشا و رابطه آن با ریاضی و حل مسأله، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 47-35.
[10]- افسانه علی پاشازاده، نوشتن انشاهای خلاق، مقاله چاپ نشده و جمع آوری در کلاس درس دانشگاه، 1385، به نقل از سایت انجمن معلمان انشا.
[11] - محمد ناصر حسینی علایی، کتابت در آیات و روایات، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 56-49.
[12] - محمد ناصر حسینی علایی، کتابت در آیات و روایات، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 56-49.
[13] - محمد ناصر حسینی علایی، کتابت در آیات و روایات، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 56-49.
[14] - محمد ناصر حسینی علایی، کتابت در آیات و روایات، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 56-49.
[15] - محمد ناصر حسینی علایی، کتابت در آیات و روایات، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 56-49.
[16] - حمید جعفریان یسار، سفید، خاکستری، سیاه در زنگ املا، مجله رشد آموزش ابتدایی، شماره 4، تهران: وزارت آموزش و پرورش، 1386، صص 20-18.
[17] - محمد پارسا. روان شناسی تربیتی، تهران: انشارت سخن، چاپ هشتم، 1383، ص 83.
[18] - انشا (در اصل انشا کردن) فارسی و مصدر مرکب به معنی آفریدن، خلق کردن، فصیح و با قافیه نوشتن، سرودن شعر معنی شده است.
[19] - محمد ناصر حسینی علایی، کتابت در آیات و روایات، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 56-49.
[20] - احمد سمیعی، راههای آموزش انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 108-103.
[21] - احمد سمیعی، راههای آموزش انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 108-103.
[22] - علی اکبر نصیری، وضعیت تدریس انشای فارسی در پایه پنجم ابتدایی مدارس تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد، تهران: دانشگاه علامه طباطبایی، 1373.
[23] - مهرناز شهرآرای، ضرورت اندیشیدن در انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 134-121.
[24] - مهرناز شهرآرای، ضرورت اندیشیدن در انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 134-121.
[25] - مهرناز شهرآرای، ضرورت اندیشیدن در انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 134-121.
[26] - سید حسین حسینی، انشا و رابطه آن با ریاضی و حل مسأله، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 47-35.
[27] - احمد سمیعی، راههای آموزش انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 108-103.
[28] - سید حسین حسینی، انشا و رابطه آن با ریاضی و حل مسأله، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 47-35.
[29] - محسن الهامی، استفاده از الگوی بدیعه پردازی در کلاس انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 21-17.
[30] - سید حسین حسینینژاد، شیوههای اداره کلاس انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 63-57.
[31] - افسانه علی پاشازاده، نوشتن انشاهای خلاق، مقاله چاپ نشده و جمع آوری در کلاس درس دانشگاه، 1385، به نقل از سایت انجمن معلمان انشا.
[32] - سید حسین حسینینژاد، شیوههای اداره کلاس انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 63-57.
[33] - محمدرضا سنگری، آیینه وصف، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 120-109.
[34] - احمد سمیعی، راههای آموزش انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 108-103.
[35] - محمد فرهمندیان، روش آموزش انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 80-71.
[36] - سید حسین حسینی، انشا و رابطه آن با ریاضی و حل مسأله، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 47-35.
[37] - سید حسین حسینینژاد، شیوههای اداره کلاس انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 63-57.
[38] - سید حسین حسینینژاد، شیوههای اداره کلاس انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 63-57.
[39] - محمد فرهمندیان، روش آموزش انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 80-71.
[40] - محسن الهامی، استفاده از الگوی بدیعه پردازی در کلاس انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 21-17.
[41] - محمد فرهمندیان، روش آموزش انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 80-71.
[42] - محمد فرهمندیان، روش آموزش انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 80-71.
[43] - محمد فرهمندیان، روش آموزش انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 80-71.
[44] - محمد فرهمندیان، روش آموزش انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 80-71.
[45] - مصطفی رحماندوست، نویسندگی، دشوار یا آسان، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 101-95.
[46] - مصطفی رحماندوست، نویسندگی، دشوار یا آسان، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 101-95.
[47] - حسن ذوالفقاری، راههای فعال کردن درس انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 94-81.
[48] - حمید جعفریان یسار، پرورش خلاقیت، ماهنامه رشد معلم، شماره 6، تهران: وزارت آموزش و پرورش، 1379، صص 51-48.
[49] - الگوی بدیعه پردازی توسط ویلیام گوردن در نظریه پرورش خلاقیت ابداع گردیده است.
[50] - محسن الهامی، استفاده از الگوی بدیعه پردازی در کلاس انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 21-17.
[51] - محسن الهامی، استفاده از الگوی بدیعه پردازی در کلاس انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 21-17.
[52] - محمدرضا بهرنگی، الگوهای جدید تدریس، بروس جویس و مارشا ویل، تهران: تابان و کمال تربیت، چ 5، 1376، صص 474-470.
[53] - افسانه علی پاشازاده، نوشتن انشاهای خلاق، مقاله چاپ نشده و جمع آوری در کلاس درس دانشگاه، 1385، به نقل از سایت انجمن معلمان انشا.
[54] - خسرو باقری، جایگاه تفکر در انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 33-23.
[55] - خسرو باقری، جایگاه تفکر در انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 33-23.
[56] - سید حسین حسینی، انشا و رابطه آن با ریاضی و حل مسأله، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 47-35.
[57] - سید حسین حسینی، انشا و رابطه آن با ریاضی و حل مسأله، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 47-35.
[58] - خسرو باقری، جایگاه تفکر در انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 33-23.
[59] - خسرو باقری، جایگاه تفکر در انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 33-23.
[60] - مصطفی رحماندوست، نویسندگی، دشوار یا آسان، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 101-95.
[61] - مصطفی رحماندوست، نویسندگی، دشوار یا آسان، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 101-95.
[62] - سید حسین حسینی، انشا و رابطه آن با ریاضی و حل مسأله، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 47-35.
[63] - مصطفی رحماندوست، نویسندگی، دشوار یا آسان، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 101-95.
[64] - خسرو باقری، جایگاه تفکر در انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 33-23.
[65] - خسرو باقری، جایگاه تفکر در انشا، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 33-23.
[66] - محمد ناصر حسینی علایی، کتابت در آیات و روایات، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 56-49.
[67] - محمد ناصر حسینی علایی، کتابت در آیات و روایات، رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشا، تهران: سهیل پویش، 1381، صص 56-49.
